عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

357

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

شد . مالك تاكستان او را زياد خطرناك نديد و به دو اعتنائى نكرد روباه انگورها را خورده فربه و موذى شد و موها را خراب كرد مالك كه قصد بيرون كردن و تنبيه او را كرد روباه خواست از سوراخى كه داخل شده بود فرار كند و خود را برهاند ولى سوراخ براى او تنك شده بود و از شدّت فربهى نتوانست از ديوار بالا رفته فرار كند و باغبان موفّق گرديد كه او را گرفته بكشد . مغيره گفت : كشته شدن پس از انجام منظور و نيل به مقصود براى روباه بهتر از آنست كه از گرسنگى و ناتوانى تلف شود . رستم از پاسخ متهوّرانهء او متعجّب شد و دانست كه اعراب عزم غلبه بر ايرانيان را دارند . دو لشگر در قادسيه مصاف دادند و محاربات عديده بين آنان اتّفاق افتاد و در هريك بخت و اقبال بر ايرانيان پشت كرده نصيب اعراب ميشد كه كشتن يكنفر براى او كم‌اهميّت‌تر از يك سرگين شتر بود « 1 » و روز فتح بزرگ مسلمانان سعد مريض شده قادر بسوارى اسب و دخالت در جنگ نبود و در اين خصوص شاعر گفت : ألم تر أنّ اللّه أنزل نصره * و سعد بباب القادسيّة معصم فأبنا و قد آمت نساء كثيرة * و نسوة سعد ليس فيهنّ أيّم « 2 » رستم خواب ديده بود كه ملكى از آسمان نزول كرده سلاح و جوشن ايرانيان را گرفته به آسمان برگشته است از اين رؤيا بسيار متأثّر شد و دم برنياورد و همين خواب را بار دوّم هم ديد كه همان ملك با پيغمبر و عمر بن الخطاب همراه بوده و چنين بنظرش رسيده كه ملك اين اسلحه و جوشن‌ها را مختوم ساخته به پيمبر و پيمبر به عمر داده است . اين رؤيا بكمك الهى نسبت باعراب تعبير شده . بعدا فتح بزرگ جلولاء اتّفاق افتاد كه عراق و فارس را در دست اعراب انداخته ثروت عالم را نصيب آنان كرد و بعدا فتح نهاوند كه يزدگرد را مجبور بفرار و رفتن

--> ( 1 ) اگر كشته عرب باشد ! ( 2 ) آيا نديدى كه خداوند كمك فرمود در صورتى كه سعد درب قادسيه را از دست رها نكرد . ما برگشتيم و خيلى از زنان بيوه شدند ولى از زنان سعد هيچيك از شوهرشان جدا نشدند .